السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
175
تفسير الميزان ( فارسي )
اينكه على را دوست داشته باشيم و او را سرور خود بدانيم ، تا بر ما حكومت كند . و يا بهتر است از اينكه محمد را پيروى كنيم تا او على ، پسر عمويش را بر ما سرور و حاكم سازد . ممكن هم هست جمله * ( « وَقالُوا أآلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ . . . » ) * جمله اى استينافى و غير مربوط به ما قبل باشد . و خلاصه اين آيه در خصوص آن قصه نازل نشده باشد ، بلكه تنها آيه * ( « وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا » ) * در خصوص آن قصه نازل شده باشد . * ( « إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْه وَجَعَلْناه مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ » ) * آنچه سياق اقتضاء مىكند اين است كه ضمير « هو » به عيسى بن مريم برگردد ، و مراد از « مثل بودن » او بطورى كه گفتهاند اين است كه آن جناب آيتى عجيب از آيات الهى است كه نامش مانند مثلهاى جارى بر سر زبانها است . و معناى آيه اين است : پسر مريم به جز بنده اى كه اظهار بندگى ما مىكرد نبود . بنده اى بود كه ما بر او انعام كرديم و نبوتش داديم ، و به روح القدس تاييدش نموديم و معجزاتى روشن بر دستش جارى ساختيم ، و انعامهاى ديگر به او كرديم ، و او را آيتى عجيب و خارق العاده قرار داديم تا به وسيله او حق را براى بنى اسرائيل بيان كرده باشيم . و اين معنا بطورى كه ملاحظه مىفرماييد رد جمله * ( « أآلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ » ) * مىباشد ، چون ظاهر اين جمله اين است كه خواستهاند خدايان خود را در الوهيت بر مسيح برترى دهند . و حاصل جواب اين است كه : مسيح اصلا إله نبود كه در مقام مقايسه الوهيت او با الوهيت خدايان خود برآييد ، بلكه تنها و تنها بنده اى بود كه خدا بر او انعام كرد . و اما آلهه خود مشركين كه نظريه قرآن در باره الوهيتشان روشن است ، و آيه مورد بحث در مقام رد آن نيست . * ( « وَلَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُونَ » ) * ظاهرا اين آيه شريفه متصل است به ما قبلش ، و مىخواهد اين استبعاد را بر طرف كند كه چگونه ممكن است يك فرد بشر داراى اين همه كمالاتى كه قرآن در باره عيسى نقل مىكند بوده باشد و بتواند مرغ بيافريند ، مرده زنده كند ، و در روزهايى كه طفل در گهواره است با مردم حرف بزند ، و خوارقى امثال اين از خود بروز دهد . و خلاصه مانند ملائكه واسطه فيض در احياء و اماته و رزق و ساير انواع تدبير باشد ، و در عين حال عبد باشد و نه معبود و مالوه باشد ، نه إله . آرى ، اين گونه كمالات در نظر وثنيت مختص به ملائكه ، و ملاك الوهيت آنها است كه بايد بخاطر داشتن آنها پرستيده شوند . و كوتاه سخن اينكه : از نظر وثنيت محال است بشرى پيدا شود كه اين نوع كمالاتى را كه مختص ملائكه است دارا باشد .